حمید سبزواری

حمیدسبزواری  معروف به پدر شعر انقلاب

نامش حسین آقا ممتحنی بود و  از سیزده سالگی  شعر میگفت وحمید تخلص میکرد ،بعدها به حمید سبزواری شهرت یافت تا آنجا که بعد از انقلاب اسلامی شعر او را شناسنامه زمانبندی انقلاب دانستند زیرا کمتر حادثه یا رویدادی بعد از انقلاب روی داده است که انعکاس آن در شعر او نیامده باشد.اودرسال ۱۳۰۴ درشهر سبزوار متولد شد .پدرش ،«‌عبد الوهاب، پیشه‌ور ساده‌ای بود که قریحه شعری هم داشت. ، قبل از مدرسه، قرآن را در خانه و نزد مادرش آموخته‌بود. او بعداً به مدرسهٔ شیخ حسن داورزنی رفت. نوجوانی وجوانی سبزواری در دوران حکومت رضا شاه پهلوی گذشت و تحولات این دوره ازتاریخ وجنگ بین المللی بر روحیه وی تأثیر گذاشتند. . در آن سنین نوجوانی از روی کنجکاوی به احزاب و گروه‌های سیاسی مختلف سر می‌زد تا با آرا و نظرات آن‌ها آشنا شو، کتابفروشی  به نام خسروی شعرهای حمید را چاپ کرد و فروخت. حمید می‌خواست این کار را در تهران نیز انجام بدهد لیکن در آن زمان موفق به این کار نشد..وی در ۱۳۳۱ ازدواج کرد و یک سال بعد از ازدواج، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ برای حمید گرفتاری‌هایی به وجود آورد و او تحت تعقیب قرار گرفت. سبزواری مدتی متواری بود و مدت زمانی را در اسفراین مخفی شد.لیکن بعدا خود را به شهربانی سبزوار معرفی کرد و 4 سال در وضعیت بلاتکلیفی و تعلیق طی کرد تا سرانجام تبرئه شد. ابتدا به شغل معلمی مشغول شد، سپس کارمند بانک بازرگانی در تهران شد اما همچنان به سرودن شعر ممارست مینمود   .ضمنا در رشته ادبیات تحصیل کرده و سال‌ها سابقه تدریس در همین رشته را در کارنامه دارد.سبزواری دارای مدال درجه یک هنر در رشته ادبیات است و اولین شاعریاست  که کتاب شعرش با عنوان(سرود درد) در سال 1375 کتاب سال شناخته شد. اوبا اشعار انقلابی خود که بیشتر به شکل سرودهای انقلابی پخش میشد طوفان به پا میکرد و هر سرودش پتک کوبنده ای بود که پایه های  رژیم سلطنتی را به لرزه می انداخت وشور انقلابی در جامعه ایران برمی انگیخت سردوهائی چون(خمینی ای امام ،خمینی ای امام )  ویا  ( آمریکا آمریکا  مرگ به نیرنگ تو ) یا (این صبح آزادیست کزخاوران خیزد )ویا سرود (ازصلابت  ملت و ارتش و سپاه ما )ویا بر (خیزید  برخیزید  برخیزید ) وده ها سرود وترانه دیگربهمین دلیل خود را بازنشسته کرد تا تمام توان خود را برای فعالیت‌های فرهنگی هنری صرف کند و صدا وسیمااوراجذب کرد  و از آن زمان در شورای شعر مشغول به کار شد.اوجوایز زیر را درکارنامه خود ثبت نمود

  • نشان درجه یک فرهنگ و هنر (۱۳۷۱)
  • چهره ماندگار دوره سوم (۱۳۸۲)
  • نشان افتخار جهادگر عرصه فرهنگ و هنر (۱۳۹۳)

بالاخره درتاریخ  ۲۲ خرداد ۱۳۹۵ در (تهران )درگذشت . وپیکر او به زادگاهش سبزوار منتقل گردید

وقت است تا برگ سفر، بر باره بندیم

دل بر عبور از سد خار و خاره بندیم

 

از هر کران بانگ رحیل آید به گوشم

بانگ از جرس برخاست وای ِمن خموشم

دریادلان راه سفر در پیش دارند

پا در رکاب ِ راهوار خویش دارند

گاه سفر را چاووشان فریاد کردند

منزل به منزل حال ره را یاد کردند

گاه سفر آمد، نه هنگام درنگ است

چاووش می گوید که ما را وقت تنگ است

کیست امشب حلقه بر در می‌زند

میهمانی، آشنایی، محرمی؟

یا که ره گم کرده‌ای آزرده جان

تا بیاساید ز رنج ره دمی؟

کیست امشب حلقه بر در می‌زند؟

هرزه مستی، رانده از میخانه‌ای

در پی میخانه اینجا آمده

تا بگیرد باز هم پیمانه‌ای

کیست امشب حلقه بر در می‌زند؟

رسته از زنجیرها دیوانه‌ای‌ست

با جهان دردمندان آشنا

وز جهان عاقلان بیگانه ای‌ست؟

کیست امشب حلقه بر در می‌زند؟

سائلی با صد تمنا آمده؟

یا که محرومی ز محرومان شهر

رانده از هر سو به اینجا آمده

کیست امشب حلقه بر در می‌زند؟

آه شیطان است بازی می‌کند

تا بترساند مرا این نیمه شب

در پس در صحنه‌سازی می‌کند

کیست امشب حلقه بر در می‌زند؟

باد ولگرد است می‌کوبد به در

می‌برد هر شب مرا از دیده خواب

می‌زند هر دم به این ویرانه سر

کیست امشب حلقه بر در می‌زند؟

هیچکس را من ندارم انتظار؟

پیک غم پیغام مرگ آورده است

تا چه می‌خواهد ز جان بی قرار

برآیید برآیید به وحدت بگرایید

که از شاخ وفایید که از اصل ولایید

شما امت خاصید، شما اسوه ناسید

شما اُس اساسید، شما باب رجایید

اگر رمز هبوط است، شما سر فرودید

اگر راز عروج است، شما مرغ هوایید

اگر کشتی نوح است، شما عرشه نشینید

اگر ورطه نیل است، شما دست و عصایید

اگر آتش شرک است، شما برد و سلامید

اگر مروه عشق است، شما عین صفایید

اگر مصر جمال است، در آن خطه عزیزید

اگر ملک جلال است، امیرالامرایید

نه پرویز تبارید که پرویز شکارید

نه شبدیز سوارید، که بر بال همایید

گر از ترک و طرازید ور از قدس و حجازید

شما محرم رازید، که در بزم خدایید

کجا خانه علم است به حکمت در علمید

کجا پهنه رزم است، شما مرد غزایید

اگر دُرد به جام است، صبوحی زده گامید

وگر زهر به کام است، شما کامروایید

چه از تیر و چه از تیغ، شما روی نتابید

که در جوشن عشقید که از کرب و بلایید

شما صبح نویدید، شما پیک امیدید

شما شعر «حمید» ید شما روح فزایید

ز کثرت نهراسید، به وحدت بگرایید

که آئینه توحید، شمایید شمایید

 

آرامگاه حسین آقا ممتحنی مشهور به حمید سبزواری در شهرستان سبزوار

گرد آوری وتالیف : محمد نفیسی
متولد 1325/3/28در شهر همدان . بازنشسته – دانشگاه ایران  – همین

“من هیچم کمی هم کمتر، هرچه هست همه اوست .”